صفحه ها
دسته
توجه
دختر پرستار زیبای مسیحی(5مطلب)
{ یتیم نوازی ممنوع ؟نماز.دعا. آش رشته.غیبت آزاد}
www.qaraati.ir
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 47370
تعداد نوشته ها : 48
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

بعد از جمال عبد الناصر رییس جمهور محبوب مصر، فردی به جایش نشست که نه تنها ذره ای مثل ناصر نبود بلکه در حرومزادگی پله های ترقی رو یکی پس از دیگری طی کرده و قله را فتح نموده بود.

محمد انور سادات!

 

انور سادات

 

او که می خواست محبوبیت ناصر را در بین اعراب کسب کند، در سال ۱۹۷۳ به اسراییل اعلام جنگ داد ولی در این جنگ شکست خورد و تنها دستاورد آن جنگُ گذشتن ارتش مصر از کانال سوئز بود که این حرکت افتخار بزرگی برای مصر و شخص انور سادات محسوب می شد.

بعد از جنگ رمضان (جنگ اکتبر) سادات سیاست خود را در قبال اسراییل تغییر داد و پس از مدت کوتاهی، مصر را از خط مقدم جنگ با اسراییل خارج نمود و با رژیم صهیونیستی قرار داد صلح امضا کرد.

 

مناخیم بگین - جیمی کارتر - انور سادات 

 

سادات در اولین اقدام، با امضای قرار داد کمپ دیوید که به موجب آن موجودیت اسراییل را به رسمیت شناخت، جهان اسلام را در بهتی عظیم فرو برد. اتفاقی که حتی یاسر عرفات هم از انجام آن، تا زیر گلو، کهیر زد!

 

کمپ دیوید

 

دیگر  خیال اسراییل از طرف مصر راحت شده بود.

مدتی بعد سادات که به این هم راضی نبود، برای ایراد سخنرانی در کنیست اسراییل به بیت المقدس رفت و این بار با این حرکت، خون جهان اسلام را ریخت.

 

سادات در کنیست

 

آری این چنین بود برادر! که مصر به عنوان اولین کشور اسلامی، موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت.

 


 

 

سه شنبه، 6 اکتبر 1981( 14مهر 1360) ، قاهره، میدان رژه

در سالگرد جنگ رمضان 1973، فرعون در جایگاه ویژه خود و میان دولتمردان مصری نشسته و به نمایش قدرت ارتش مصر می نگریست و تسلیحات روسی، توپ های 130 میلیمتری، هواپیماهای میراژ، هلی کوپترهای شنوک و ... از مقابلش می گذشتند و فرعون، بیش از گذشته راحتی و شیکی لباس فرم خود را که دوخت خیاط مخصوصش «پی یر گاردن» در لندن بود حس می کرد چرا که آن روز برخلاف پیشنهاد همسرش، جلیقه ضدگلوله خود را نپوشیده بود.

 

روز رژه

 

همزمان با رسیدن عقربه های ساعت به 12:40، گوینده مراسم اعلام می کند که نوبت به حرکت یگان های حامل توپ 130 میلیمتری رسیده است.

اولین جرثقیل حامل توپ با رسیدن به مقابل جایگاه از مسیر تعیین شده خارج شده و از سمت راست به نزدیک ترین فاصله به جایگاه رسیده و ناگهان متوقف می شود. حاضران ابتدا گمان کردند که به علت نقص فنی، جرثقیل از مسیر خارج شده است، اما لحظاتی بعد «خالد» با سرعت از جرثقیل پایین پرید و دو بمب دستی را یکی بعد از دیگری به سوی جایگاه پرتاب کرد که هیچ کدام از دو بمب عمل نکردند. در این گیر و دار «حسین عبّاس محمّد» با مسلسل خویش از روی صندلی جرثقیل برخاست و با شدت تمام کلّ جایگاه را به رگبار بست و نخستین گلوله هایش گلوی سادات را هدف قرار داد و با این گلوله ها بود که تقریباً کار تمام شد.

 

ترور سادات

 

خالد نیز با سرعت به طرف سلاح خودکار خود که در جرثقیل قرار داشت رفت و با هدف گیری جایگاه سعی در به هلاکت رساندن تعداد بیشتری از سران رژیم مصر نمود. «عبدالحمید» و «عطا طائل» هم در این حال به عباس محمد و خالد پیوسته بودند.

 

ترور سادات


خالد با حمایت همراهانش تا فاصله 5/1 متری سادات رسید، در حالی که هیچ وظیفه ای را جز به هلاکت رساندن وی احساس نمی کرد.

او به گمان این که ممکن است سادات لباس ضد گلوله داشته باشد در حد توان به سوی وی تیراندازی کرد تا از نتیجه کار اطمینان یافت. در این اثنا گارد محافظ سادات که تجهیزات و هزینه ای معادل بیست میلیون دلار صرف آن شده بود، بی هیچ حرکتی شاهد وقوع حادثه بود و هر کدام از نیروهای آن به دنبال محلی برای پنهان شدن و نجات خود می گشتند.

پس از آن که کار به خوبی انجام شد، نیروهای محافظ به سوی خالد و یارانش تیراندازی کردند که گلوله هایی به شکم خالد و عبدالحمید و عطا اصابت کرد. جالب این جاست که «حسین عباس محمد» بدون هیچ گونه جراحتی از معرکه گریخت و کسی هم متوجه حضور وی نشد.

زمانی که خالد و دو تن از همراهانش در حین فرار به محاصره مزدوران رژیم مصر درآمدند و به بیمارستان منتقل شدند، گمان کردند که حسین عباس به شهادت رسیده است و چون با ذکر نام وی برایش گریستند، مأموران امنیتی مصر تازه متوجه شدند که این قهرمان ارتش مصر، جزء انقلابیون بوده است و بالاخره دو روز بعد او را در منزل یکی از دوستانش دستگیر کردند. در این حمله مسلحانه، سادات به همراه هفت تن دیگر به قتل رسیدند و 28 تن دیگر مجروح شدند و این اولین بار بود که ملت مصر فرعون را به قتل می رسانید.

 

جایگاه سادات و مدعوین بعد از عملیات

 

جایگاه سادات و مدعوین بعد از عملیات


اولین بازجویی از خالد اسلامبولی و دو نفر از همراهانش در بیمارستان "العبدی" که جسد سادات نیز در آن جا قرار داشت صورت گرفت. بازجو برای این که روحیه خالد را در اولین برخورد تضعیف نماید، چنین گفت: «رئیس جمهوری به قتل نرسیده، فقط مجروح شده و به زودی درمان خواهد شد.»

خالد با دستانی بسته شده به تخت بیمارستان و بدنی بسیار مجروح از ضربات دژخیمان رژیم پاسخ داد: «من 34 گلوله به بدن او خالی کرده ام. اگر می خواهید مرا فریب بدهید به دنبال بهانه دیگری باشید.»

پس از بازجویی های اولیه، 24 نفر از عوامل اعدام انقلابی سادات در دادگاه نظامی مصر به محاکمه کشیده شدند. متهمان حاضر در جلسه در قفس های فولادی نگهداری می شدند. با ورود متهمان به دادگاه، خالد فریاد کشید:
«انا خالد الاسلامبولی، انا قاتل السادات، انا قاتل الفرعون، انا قاتل الطاغوت، فی سبیل الله قمنا، لتبغی رفع اللوا، لا حزب عملنا، نحن للدّین فداء، الله اکبر، لااله الا الله، علیها نحیا و نموت، فی سبیلها نجاهد، علیها نلقی الله.»

در جلسه روز 28 سپتامبر سال 1981 وکلای مدافع متهمان با طرح این ادعا که سادات مهدورالدم و ریختن خونش مباح بوده است، دلایل طرح ادعای خود را به شرح زیر اعلام کردند:

1- صلح با اسرائیل که دشمن خدا و اسلام بوده و هست و همچنین دوستی و مودت با آن.
2- حمله به مسلمانان لیبی و دخالت در وضع اوگاندا علیه مسلمانان آن.
3- تقویت کامیل شمعون رهبر فالانژهای لبنان و همراهی با آنان در حمله به مسلمانان لبنان.
4- دعوت به انجام آنچه وی «مجمع ادیان سه گانه در صحرای سینا» می نامید، بر خلاف آیه شریفه «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا».
5- سکوت وی در حملات صهیونیست ها به مسلمانان جنوب لبنان.
6- فتوای هیات کبار علمای « الازهر» در سال 1971 مبنی بر اینکه هر حاکمی با اسرائیل عقد صلح ببندد، کافر است.
7- تصمیم سادات برای اتصال آب رود نیل به اسرائیل که به گفته خود او «زمزم» جدیدی به وجود آورد که این قضیه ادعای الوهیت و شرک تلقی می گردد.

عبدالحلیم رمضان، وکیل مدافع خالد اسلامبولی در یکی از جلسات دادگاه نظامی ضمن دفاع محکم و جانانه از متهمان اظهار داشت:
«من جز برای رضای خداوند به این دادگاه نیامده ام و به دفاع از این جوانان افتخار می کنم، چون توانستند شرف ملت مصر را باز گردانند و کودتای خیانت بار سادات را که تار و پود ملت مصر را از هم گسست، در هم بشکنند. این جوانان همچون حسین و یاران وی هستند که نه برای دنیا، بلکه برای رضای خداوند در کربلا قیام کردند. اکنون قیام خالد و یارانش قیام حسینی محسوب می شود که برای دفاع از شرف اسلام، اعراب و شرافت انسانی و رضای خداوند صورت گرفته است.

کار بزرگ آنها، دل تاریک شده ملت مصر را روشنی بخشید. سادات خودش را فرعون مصر می دانست و به همین سبب جوانانی که وی را به جرم فرعون بودن کشته اند، گناهی ندارند و جرمی مرتکب نشده اند، زیرا مقتول خود به جرم خویش اعتراف کرده است.»

زمانی که عبدالحلیم رمضان، خالد و یارانش را به امام حسین(ع) و شهدای کربلا تشبیه کرد، تمامی آنها می گریستند و با فریاد الله اکبر سخنان وی را تأیید می کردند.

 

سادات - شارون


جلسات محاکمه چندین بار تشکیل شد و سرانجام پس از گزشت 5 ماه ، احکام صادره علیه متهمان به شرح زیر صادر گردید:

1-     ستوان یکم خالد احمد شوقی الاسلامبولی، واحد توپخانه، اعدام با تیرباران

2-     عبدالحمید عبدالسلام عبدالعال، افسر سابق ارتش، اعدام با چوبه دار

3-     عطا طایل حمیده رحیل، افسر ذخیره، اعدام با چوبه دار

4-     حسین عباس محمد، استوار داوطلب در ارتش، اعدام با تیرباران

5-     محمد عبدالسلام فرج، مهندس، اعدام با چوبه دار

 

حکم این پنج تن مسلمان مبارز در سحرگاه روز پنجشنبه 28 فروردین 1361 به اجرا درآمد.
 ستوان یکم خالد اسلامبولی و استوار یکم حسین عباس محمد، از سلول هایشان خارج شده و به خارج از زندان نظامی منتقل شدند. مأموران این دو تن را تحت شدیدترین تدابیر امنیتی به وسیله زره پوش تا «کوه سرخ» که برای تیرباران آن ها تعیین شده بود بردند و در مقابل مسلسل ها، دوازده نفر تیرانداز مزدور قرار دادند. یکی از افسران مزدور حکم را چنین قرائت کرد: «شما به خاطر ترور رئیس جمهور محکوم به اعدام شده اید. آخرین خواسته شما چیست؟»

خالد تقاضای فرصت برای دو رکعت نماز کرد تا به استقبال شهادت برود. زمانی که مأموران قصد بستن چشم های آنان را داشتند فریادشان بلند شد: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمّدا رسول الله» و فرمان آتش صادر شد.

عبدالحمید عبدالسلام، عطاطایل و عبدالسلام فرج نیز ساعتی بعد در حیاط زندان به دار آویخته شدند.

بدین ترتیب مردانی به شهادت رسیدند که با ایمان به خدای متعال و در راه اعتلای کلمه توحید و برپایی دولت اسلامی، فرعون مصر را به سزای اعمالش رسانیدند و مردانه در راه هدف مقدس خویش جان باختند.

رزیم مصر از دادن اجساد این 5 نفر به خانواده هایشان خودداری کرد و آنها را به طور پنهانی در گورستان ناشناسی به خاک سپرد و خانواده های آنها در حالی که به یکدیگر تبریک می گفتند، اعلام داشتند که تسلیت کسی را نمی پذیرند، چون فرزندانشان را جزء شهدا می دانند.

 

 

شهید خالد اسلامبولی

 

وصیتنامه شهید خالد اسلامبولی 

پدر، مادر، خواهران و برادر عزیزم محمد!

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
بر شما باد التزام به احکام اسلام و عمل به قرآن و ترس از خداوند. من شما را به اطاعت از دستورات خداوند دعوت می کنم. امیدوارم به خاطر مشکلاتی که شما را دچار آنها می کنم، مرا ببخشید و مورد عفو قرار دهید.
خداوند ما را برای شهادت در راه خود انتخاب و هدایت کرد و ان شاء الله ما و شما را در بهشت در کنار یکدیگر جمع خواهد کرد.

حاکم جامعه ما طغیان کرده و جباری را پیشه خود ساخته است. امت اسلامی راهی برای خلاصی از او ندارد مگر با قتل او ...
مادرم! ناراحت نباش، چون ما به اذن خداوند در زمره شهدا هستیم. نامه من زمانی به شما خواهد رسید که در دنیای آخرت قرار داریم.
خواهرم انسیه و سمیه و برادرم محمد را به خداوند می سپارم. مبلغ پولی که نزد خواهرم انسیه است، بین فقرا و مساکین تقسیم شود و فرزندانش فاطمه و مروه با تربیت اسلامی و مقید به دستورات شرعی تربیت شوند.
ما با هم تصمیم گرفتیم که فرعون مصر را به قتل برسانیم تا شاید خداوند به خاطر این کار، ما را از ننگ دوستی باصهیونیست ها که دامن ما را گرفته و فساد روحی و اخلاقی سادات و همسرش را در جامعه علنی ساخته است نجات بخشد. اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمّدا رسول الله.

 

خالد و رابطه با مصر

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، رابطه با مصر قطع گردید و به پاسداشت عمل شجاعانه این شهدای عزیز خیابانی، در تهران به نام شهید خالد نامگذاری شد.

 

حال پس از چند سال دوباره دو کشور به یاد برقراری رابطه با هم افتادند و یکی از شروط مصری ها تعویض نام خیابان شهید خالد اسلامبولی است.

 

...

 

خیابان شهید خالد اسلامبولی - تهران

 

اسم جایگزین هم انتخاب شده: انتفاضه!

واقعا اقایون چقدر انقلابی هستند!!!

هرچند دولتمردان جمهوری اسلامی با این پیشنهاد موافقت کرده اند و حتی شورای شهر تهران نیز این را پذیرفت و آن را تصویب کرد و برقراری رابطه در آینده نزدیک محتمل است ولی امیدوارم حسنی مبارک، که امام در موردش فرمود: مبارک هم به جهنم می رود، زودتر سقط شود تا احمدی نژاد رییس جمهوری نباشد که با این سگ کثیف دست خواهد داد. 

 

 

سادات بالای سر جنازه محمدرضا پهلوی

سادات که از دوستان صمیمی شاه ایران بود، تنها کسی است که حاضر شد او را پناه دهد. کاری که حتی امریکا هم جرات انجامش را نداشت.

بعد از مرگ محمد رضا شاه، خیابانی در قاهره به نام "پهلوی" نام گذاری شد.

 


 

بعد التحریر

 

حضرت روح الله در مورد سادات و اقداماتش فرمودند:

 

- من جدا اقدامات انور سادات را محکوم می کنم.

 

- سادات با قبول صلح با اسراییل، وابستگی خود را به دولت استعمارگر آمریکا آشکارتر نمود.

 

- برای ملت های اسلامی و برای عرب هیچ ننگی بالاتر از این نیست که تسلیم این طرح (سازش با اسراییل- کمپ دیوید) فاسد خراب صد در صد مخالف با اسلام بشود.

 

- بیدار باشند ملت ها و بیدار کنند دولت ها را از این طرح (کمپ دیوید) کافر فاجر.

 

- ملت مصر باید دست این خیانتکار (سادات) را از کشور خود قطع کند و ننگ سرسپردگی به آمریکا و صهیونیسم را از ملت بزداید.

 


دسته ها :
دوشنبه دوازدهم 12 1387
X